معرفی کتاب

معرفی انتشارات اریش

در مورخه : چهارشنبه، 2 تير ماه، 1395 موضوع : فراخوان های انتشارات اریش

خرد بهتر از هرچه ایزد بداد
ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای
یاران گرامی درود؛
انتشارات «اریش» آغاز به کار کرد. «اریش» واژه‌ای فارسی و به‌معنای هشیار و فرزانه است.
«گروه انتشارات اریش مجموعه‌ای است از دانشی افراد حوزه‌های علوم انسانی و انسانیت. ما در حوزه‌های ادبیات، هنر، فلسفه، روانشناسی و علوم اجتماعی آغاز به کار کردیم، گام‌هایی اگرچه کوچک اما به هدفی بلند برداشته‌ایم که همانا اعتلای فرهنگ و ادب و هنر و باز هم انسانیت است. برای این مرز پرگهر و فراتر از آن برای ترجمان اندیشه و احساسات انسانی که هدف ما پیوند است و برای وصل کردن آمده‌ایم.»

نظر به اینکه هدف انتشارات چاپ آثار برگزیده ی اهالی دانش و هنر است، از علاقه‌ مندان به انتشار اثر در زمینه‌های نام‌برده، جهت همکاری دعوت می‌شود. لازم به ذکر است که آثار ارسالی از سوی هیئت داوران بررسی می‌شود و در صورت پذیرش در نوبت چاپ قرار خواهد گرفت.
راه‌های ارتباطی ما:
www.arishpub.ir
info@arishpub.ir
https://www.instagram.com/arishpublication/
arishpublication@gmail.com
تلفکس: 021-66903813



 ادامه مقاله

معرفی کتاب غار

در مورخه : پنجشنبه، 24 اسفند ماه، 1396 موضوع : نقد و بررسی کتاب ها

دربارة کتاب غار                                                                            

                                                                                                        دکتر مهدیه جوادی[*]

مشخصات نشر: مجموعه‌یادداشت‌های ادبی ماهور نصیری همراه با عکس‌گرفته‌های نویسنده، انتشارات اریش، قطع خشتی، 92 صفحه، چاپ نخست: زمستان 96، بها: 10 هزار تومان

 

کتابِ غار گرم و صمیمی است...، آدم را به یادِ روزگار رونق وبلاگ‌نویسیمیاندازد. از مقدّمۀ درد دل‌گونه‌اش گرفته تا برخی بخشهایش که خیلی خیلی به حرفهای روزمره شبیه است.

گاهی تو را، مخاطب را، به کودکی و کودکانگی میبرد و لاجرم همانگونه که نویسنده در مقدّمه گفتهاست: «کوچک است و مهربان»، همچون همان کودکی.

امّا با همۀ معصومیت و کودکانگیاش، کتابی جدّی و عمیق است. ناگهان تلنگری میزند به خیلی از مفاهیمی که این روزها رنگ فراموشی به خود گرفتهاند: شادی و شادمانه زیستن، مهربانی و به مهر زیستن، آزادی و آزادگی، نگاه و توجّه، دردها... آنچه که گفتنی است یا حتّی ناگفتنی نیست. جدالِ روشنایی و تاریکی یا وقتی که می‌‌گوید: «حیف از این راه که به تاریکیش پیمودیم/ حیف از آن‌همه راه که نپیمودیم»...

نثر ِ «کتابِ غار» مخصوصِ خود نویسنده است. خوبیاش این است که کلمات را از کسی وام نگرفته یا تقلید نکرده. گیرم که جایی که کلامی، جملهای از نویسندۀ دیگری پس ذهنش نشسته و آن را گاهی به نجوا تکرار کرده یا به قلم آوردهاست. ضمیرهایی که پس و پیش کرده...، واژگانی که درست کرده، مال خودِ او هستند. واژگانی که شاید خیلی نمی شناسیمشان از «ببینانیم» و «ایستانیده» و «میقدمی» گرفته تا «همینطورِ قبل»، «حتمیدهبود»، «مستور و ملنگور» و... که نشانگان خاصّ قلم او هستند.

نویسنده انگار موسیقیای را که در گوشش...، پس ِ ذهنش نشستهاست، زمزمه میکند؛ به قول خودش: «زیباترین گوشههای ماهور تا میرزا عبداللّهی شوم...». البته ماهوری دیگر شاید... ماهوری که کمتر میشناسیم...

گاهی سه‌نقطهای میگذارد و متن را واگذار می‌‌کند به مخاطب: «از آن حالها که میدانی...»

گاهی به طنز پهلو میزند. مخفی و ظریف البته... «اگر تصوّری از درهم‌ریختگی قیامت ندارید، اوضاع دور و بر کفایتتان نکرده و هنوز به جدول ضرب معتقدید و به زمان معتمد، آنجا سری بزنید...»

وقتی که میخوانیاش، شگفت‌زده میشوی، پر است از خلاف‌آمد ِعادت...، نمیدانی و نمیتوانی حدس بزنی که سطرِ بعدی تو را کجا خواهد برد یا انتهای داستان به کجا ختم خواهدشد! طور ِدیگری به زندگی، اشیا و آدمها مینگرد...، آنگونه که اغلبِ ما عادت نداریم...

یکی دیگر از ویژگی‌های کتاب، عکس‌های بکری است که خود نویسنده گرفته و به فراخور نوشته‌هایش در کتاب گنجانده‌است و زاویة دید ویژة او نسبت به جهان را می‌نمایاند.

متن کتاب شامل یک مقدمه و سی‌ویک یادداشت ادبی-اجتماعی است که هر کدام نامی شاعرانه دارند، چون: حنای دنیا، کرررج بیااا، برای یکشنبه‌ها، لاک صورتی، درد استوارایستادگان، آقای نورپاش، مرنجاب، دلدانه‌های انار و ... .

«کتابِ غار» کتاب ِ شگفتی و نو شدنهاست، اگر که آن را با چشم و گوشِ دل ببینیم و بشنویم.

با هم بخشی از کتاب را می‌خوانیم:

هیچ ساده نینگاریم سلامی که می‌گوییم، دستی که می‌فشاریم، مهری که می‌ورزیم.

آدم‌ها، جنسشان جنس که باشد، اهلی می‌شوند آقاجان خوبی را. بعد کجای دنیا نوشته که محقّیم ما القا کنیم که یعنی دنیا خیلی هم جای خوبی برای نفس کشیدن نیست؟ اینکه دنیا کج و معوج باشد، هیچ هم عیب ندارد آقاجان. چه نیکوتر اصلاً ما به کار خودمان می‌رسیم. اصلاً ما را چه به کار دنیا هیچ‌وقت بوده؟ اما نفیِ پس از اثبات را هیچ‌گاه، هیچ کداممان، محقِّ تحمیلش روی دوشِ قرنِنازکِ قلبِ دیگری نیستیم.‌

«اکرم سه روز بیمار بود.

مادر اکرم به مدیر مدرسه نامه می‌نویسد...

امروز باران بارید.

امروز باران تند بارید ...



 ادامه مقاله

معرفی کتاب های حمیدرضا نعیمی

در مورخه : يكشنبه، 5 شهريور ماه، 1396 موضوع : نقد و بررسی کتاب ها

نگاهی به سه کتاب تازه‌انتشاریافته از حمیدرضا نعیمی

 

1.      نمایشنامه

آژاکس (و یک نمایش‌نامه‌ی دیگر: سنه‌کا)

«باور کن! خسته شده‌م... از اینهمه نفرت و خون خسته شده‌م. روزی هزار بار از خودم می‌پرسم: ما برای چی می‌جنگیم؟ این همه آدم می‌کشیم و باز تموم نمی‌شه! ما با تروایی‌ها نمی‌جنگیم؛ ما با خودمون می‌جنگیم.»

— بخشی از «آژاکس و یک نمایشنامه‌ی دیگر: سنه‌کا»

«آژاکس و یک نمایشنامه‌ی دیگر: سنه‌کا» کاری تازه و دیگر از نویسنده‌ی سرشناس معاصر، حمیدرضا نعیمی است. آژاکس نعیمی چنان که خود در آغاز کتاب اشاره کرده است، اقتباسی است از نمایشنامه‌ی آژاکس، اثرِ جاودانه‌ی سوفوکلس.

62 صفحه‌ی آغازین کتاب، نمایش‌نامه‌ی «آژاکس» است و 38 صفحه‌ی دیگر نمایش‌نامه‌ی «سنه‌کا»

آژاکس یا آیاس یکی از پهلوانان اساطیری یونان باستان و از قهرمانان جنگ تروآست و  سِنِکا (۶۵ پیش از میلاد) اهل رم، فیلسوف رواقی، سیاستمدار، نمایشنامه‌نویس، معلم و مشاور نرون بود که مجبور شد به اتهام همدستی در توطئه قتل امپراتور خودکشی کند. این دو شخصیت دستمایه‌ی تراوش خلاقانه‌ی حمیدرضا نعیمی می‌شوند تا بازیِ خود را در زمین اسطوره و تاریخ، بیافریند.

 

حمیدرضا نعیمی، نویسنده، کارگردان، بازیگر و مدرس تئاتر است و آثاری همچون:‌ وعده‌گاه نهنگ‌ها، شبِ بی‌پایانِ فاخته، ترانه‌ای برای آیدا، امشب دیگر مُهره‌های پشتم نی‌لبک می‌زنند، خطّ سرخ، شرقِ دور... شرقِ‌ نزدیک، سقراط، چه‌گه‌وارا در کارنامه دارد.

«آژاکس و یک نمایش‌نامه‌ی دیگر: سنه‌کا» سال جاری، در صد صفحه، قطع رقعی و شمارگان 1000 نسخه ازسوی انتشارات اریش چاپ شده است.

2.      نمایشنامه

چِه‌گِه‌وارا (و یک نمایش‌نامه‌ی دیگر: صبحانه برای ایکاروس)

رؤیاهایی که نباید فراموش شوند...

 

حمیدرضا نعیمی، زاده‌ی سرپل ذهاب و متولد 1353، نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان تئاتر ایرانی است.

«چِه‌گِه‌وارا؛ و یک نمایش‌نامه‌ی دیگر: صبحانه برای ایکاروس»، کاری تازه از حمیدرضا نعیمی، نویسنده و فعال عرصه‌ی تئاتر است که به تازگی منتشر شده است. نویسنده، اثرِ خود را به آلئیدا مارچ و خانواده‌ی بزرگ ارنستو چه‌گه‌وارا تقدیم کرده است.

جذابیت تاریخی و وجهه‌ی اسطوره‌ای و الهام‌بخش چه‌گه‌وارا دستمایه‌ی خوبی می‌شود برای نویسنده تا از یک مبارزِ معاصر، طرحی نمایشی بیافریند. کاری که مثل اغلب نمایش‌نامه‌های نعیمی، بیش از آنکه وفادار به واقعیت بیرونی باشد، متعهد به حقیقت ذهنی نویسنده است. در واقع نویسنده وقایع تاریخی را تنها ظرف و محملی برای بازگویی تأملات و تألمات خود دانسته و از رهگذرِ چه‌گه‌وارا، حماسه‌ها و تب‌وتاب‌های درونی خویش را ترسیم کرده است.

«چِه‌گِه‌وارا؛ و یک نمایش‌نامه‌ی دیگر: صبحانه برای ایکاروس» همچنان که از نامش پیداست از پیوند دو نمایش‌نامه پدید آمده است. هفتاد صفحه‌ی نخست، نمایش‌نامه‌ی چه‌گه‌واراست و 33 صفحه‌ی بعدی «صبحانه برای ایکاروس».

با هم بخشی از نمایشنامه را می‌خوانیم:

«ارنستو:         واقعاً چی تو رو این‌جا کشونده؟

پائولینو:           چی من رو اینجا کشونده...؟ فرمانده، زنم با گندم‌های کهنه‌ای که آرد می‌کنه، برامون نونِ تازه می‌پزه، گاوهامون هنوز شیر می‌دن، مرغ‌هامون تخم‌مرغ می‌ذارن، پسرهامون عاشق می‌شن؛ اما فرمانده، یه چیزی هنوز کمه، این وسط یه چیزی کمه...! ما برای هم قصه نمی‌گیم، دیگه آتیش به پا نمی‌کنیم، دورش نمی‌شینیم، رقص و آواز دیگه برامون معنی نداره، ما رؤیامون رو از دست دادیم... بدون رؤیا شدیم فرمانده، بدون رؤیا...!»

«چِه‌گِه‌وارا؛ و یک نمایش‌نامه‌ی دیگر: صبحانه برای ایکاروس» در قطع رقعی و در 103 صفحه با شمارگان 1000 نسخه، در سالِ جاری و به همت انتشارات «اریش» به چاپ رسیده است.

3.     مجموعه‌شعر

«همواره در بزنگاه به هم رسیده‌ایم»

نمایش‌ِ شعرهای دردمند

 

 

حمیدرضا نعیمی، نویسنده، کارگردان، بازیگر و مدرسِ تئاترِ نام‌آشنا و پُرسابقه است که با انتشار مجموعه شعر «همواره در بزنگاه به هم رسیده‌ایم» نشان داد که در عرصه‌های بیشتری ذوق‌آشنا است.

مجموعه شعر «همواره در بزنگاه به هم رسیدیم» از پیوند چهل شعر سپید فراهم آمده است و هر کدام از شعرها آونگی است بر نامی آشنا: آدم، حوا، ویکتور خارا، هملت، حسین منزوی، عباس کیارستمی... .

شعرهای کتاب، علاوه‌بر ظرافت‌های زبانی و تصویری و تازگی مضمون، خاطرِ خواننده را با خود تا ادوار پرفراز و نشیب تاریخ می‌بَرد و به درنگی آگاه در حیات راز‌آلود نام‌های برجسته‌ی معاصر و دیرین، وامی‌دارد.

حمیدرضا نعیمی در یکی از شعرها، شعری برای «من» می‌گوید. برای «منِ» کارگردان، منِ بازیگر، منِ نویسنده:

«به آن تکه‌ابر از سلاله‌ی سیروس نگاه کن

همان که عقابی تیزپر

در خوابِ آن پرواز می‌کند

به آن میدان‌گاه نگاه کن

همان که الاغی در کنارش

به خدا فکر می‌کند

به آن دکان قصابی و

له‌له زدنِ سگ زرد هم نگاه کن

آن گاه مرا به یاد آر...»

«همواره در بزنگاه به هم رسیدیم» در 80 صفحه و قطع رقعی، به همت انتشارات «اریش» و در شمارگان 1000 نسخه، در سال جاری منتشر شده است.



 ادامه مقاله